معنی بریشمپوش
6 بازدید
[ بَ شَ ] (نف مرکب) بریشم پوشنده. ابریشم پوش. آنکه لباس از ابریشم در بر دارد. پوشندهٔ جامهٔ ابریشمین. || کنایه از وشاق و ساقی. (خسرو و شیرین چ وحید ص ۴۵۲): بریشم زن نواها برکشیده بریشم پوش پیراهن دریده.نظامی.
کلمات همقافیه با «بریشمپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر