معنی بریزن
6 بازدید
[ بَ زَ ] (اِ) بریجن. تنور کماج پزی. (برهان) (آنندراج). و رجوع به بریجن شود.[ بِ زَ ] (اِ) پرویزن، که به عربی غربال و هلهال گویند. || ترشی پالا. || تابه که از گل ساخته باشند و بر بالای آن نان پزند. (برهان).
کلمات همقافیه با «بریزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر