معنی بریزانیدن
6 بازدید
[ بِ دَ ] (مص) (از مادهٔ ریز و ریزه) تفتیت. خرد کردن. ریزریز کردن. ریزه ریزه کردن. خردمرد کردن. و این کلمه را در سنگ گرده و سنگ مثانه و امثال آن اطبای فارس در کتب بسیار استعمال کرده اند و شباهت غریبی مابین آن و بریزهٔ فرانسه هست که معنی همین کلمه است: تفتیت حصاة کلیه؛ بریزانیدن سنگ گرده. (از یادداشت دهخدا). اندر داروها که سنگ مثانه بریزاند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و خون «ایل» چون بیاشامند حصاة مثانه بریزاند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و رجوع به ریزانیدن شود.
کلمات همقافیه با «بریزانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر