معنی بریزاننده
7 بازدید
[ بِ نَ نْ دَ / دِ ] (نف) (از مادهٔ ریز و بریزه) ریزاننده: مفتّت؛ بریزانندهٔ حصاة. (یادداشت دهخدا). و رجوع به بریزانیدن شود.
کلمات همقافیه با «بریزاننده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر