معنی بریدة
5 بازدید
[ بُ رَ دَ ] (اِخ) ابن حُصَیب بن عبداللََّه بن حارث أسلمی، مکنی به ابوسهل. از صحابیان بزرگ است که پیش از غزوهٔ بدر اسلام آورد ولی در این غزوه شرکت نداشت و در غزوهٔ خیبر و فتح مکه شرکت کرد. او عامل رسول (ص) در قبیلهٔ بنی غفار و اسلم بجهت اخذ زکات بود. ابتدا در مدینه سکونت گزید آنگاه به بصره رفت و سپس به مرو کوچ نمود و بسال ۶۳ هـ . ق. در همین شهر درگذشت. بخاری و مسلم ۱۶۷ حدیث از وی نقل کرده اند. (از الاعلام زرکلی ج ۲ ص ۲۲) (از حبیب السیر چ تهران ج ۱ ص ۱۳۷ و ۱۴۰ و ۲۴۱). و رجوع به تهذیب التهذیب و ذیل المذیل و امتاع الاسماع و العقدالفرید ج ۳ شود.
کلمات همقافیه با «بریدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر