معنی بریدار
7 بازدید
[ ] (اِ) سرور کشتی بانان : پس بفرمود تا بریدار، یعنی سرور کشتی بانان را با همهٔ ملاحان که بر دجله کشتی دارند حاضر کنند چنانکه هیچ کس نماند که حاضر نشود. بریدار قریب دوهزار کشتیبان را حاضر کرد. (تجارب السلف نخجوانی ص ۳۴۱).
کلمات همقافیه با «بریدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر