معنی بریت
6 بازدید
[ بَ رْ ری ] (ع اِ) صحرا. لغتی است در بَرّیة. ج، بَراریت. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ بَ ] (فرانسوی، اِ) به اصطلاح کیمیا، اکسید باریوم. (ناظم الاطباء).[ بِ رْ ری ] (ع ص، اِ) دلیل ماهر. || زمین هموار. (منتهی الارب). || (اِخ) نام دو موضع در بصره. (منتهی الارب) (از مراصد). خریت و بریت دو سرزمینند در ناحیهٔ بصره. (از معجم البلدان).[ بُ رْ یَ / بِ رْ یَ ] (اِخ) از اعلام اسب است. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بریت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر