معنی برگ‌ریز

معنی برگ‌ریز

7 بازدید
[ بَ ] (نف مرکب) برگ ریزنده. برگ ریزان. در حال برگ ریختن : ز توفیدن بوق و از بانگ تیز همه بیشه بد چون خزان برگ ریز.اسدی. ز بس برگ ریزش گه باد تیز گرفتی جهان هر زمان رستخیز.اسدی. - برگ ریز شدن؛ فروریختن برگ به زمین: نشانی از کف دربار او دهد به خزان چو برگ ریز شود بر زمین شجر ز هوا. سوزنی. || (اِ مرکب) موسم خزان. (غیاث). خزان. (هفت قلزم). خریف. پائیز: چون برگ ریز دولت تو شد روان ملک آراست چون بهار همه رهگذار ملک. مسعودسعد. آمد خجسته موسم قربان به مهرگان خون ریز این بهم شد با برگ ریز آن با مهرگان چو نیک فتاد اتفاق عید خونریز و برگ ریز پدید آمد و عیان. سوزنی. درخت وفا را کنون برگ ریز است از این برگ ریز وفا می گریزم.خاقانی. برگ ریز خزان کند انجم باز نقش بهار بندد صبح.خاقانی. این بهار نو ز بعد برگ ریز هست برهان بر وجود رستخیز.مولوی. شکایتها همی کردی که بهمن برگ ریز آمد کنون برخیز و گلشن بین که بهمن بر گریز آمد. مولوی (از آنندراج). برگ ریز است شاخ دانش را این خزان را بهار بایستی.عماد فقیه. - برگ ریز عمر؛ خزان زندگی. دوران کهولت و پیری. هنگام پیری. نزدیک به پایان رسیدن عمر کسی یا چیزی : در برگ ریز عمر عدو صرصر اجل نوروز را طبیعت فصل خزان دهد. ظهیرالدین فاریابی.

کلمات هم‌قافیه با «برگ‌ریز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید