معنی برکاستن
5 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) کم شدن. نقصان یافتن. رجوع به کاستن شود.
کلمات همقافیه با «برکاستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر