معنی بروکاء
7 بازدید
[ بَ ] (ع اِمص) نشست بزانو. (منتهی الارب). || ثبات در کارزار و کوشش. (منتهی الارب). بَراکاء. و رجوع به براکاء شود.
کلمات همقافیه با «بروکاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر