معنی برون آختن
5 بازدید
[ بِ / بُ تَ ] (مص مرکب) بیرون آختن. بیرون کشیدن. از نیام برآوردن : میغ سیه در قفاش تیغ برون آخته ست طبل فروکوفته ست خشت بینداخته ست. منوچهری. و رجوع به آختن شود.
کلمات همقافیه با «برون آختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر