معنی بروقة
7 بازدید
[ بَ رْ وَ قَ ] (ع اِ) یکی بروق. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). در مثل است: أشکر من بروقة؛ حق شناس تر و سپاسگزارتر از بروقة، چه آن با دیدن ابر سبز شود. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به بَروَق شود.
کلمات همقافیه با «بروقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر