معنی برواز
6 بازدید
[ بَ رْ ] (اِ) جای قرار و آرام. (برهان) (آنندراج). جای آرام که از چوب برای کبوتر راست کنند. (از شرفنامهٔ منیری). || نشیمن باز و شاهین و امثال آن. (برهان) (آنندراج). رجوع به پرواز و پدواز و پتواز و آده شود.[ بِ رْ ] (معرب، اِ) معرب از فارسی است به معنی اطار و چارچوب عکس و قاب. (از نشوءاللغة ص ۹۴). «دزی» آنرا بَرواز ضبط کرده و فارسی آنرا پرواز دانسته و جمع آنرا براویز آورده است، بَرواس را نیز بهمین معنی دانسته است. رجوع به ذیل قوامیس عرب تألیف دزی ج ۱ شود.
کلمات همقافیه با «برواز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر