معنی برهخته
6 بازدید
[ بَ هِ تَ / تِ ] (ن مف) ادب کرده. (برهان). فرهخته. مؤدب. و رجوع به برهختن شود.
کلمات همقافیه با «برهخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر