معنی برنکان
7 بازدید
[ بَ رَ ] (ع اِ) گلیم سیاه. (منتهی الارب). کساء سیاه. (از اقرب الموارد). برکان. برکانی. ج، بَرانِک. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «برنکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر