معنی برنشستن
8 بازدید
[ بَ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) سوار شدن. (از برهان) (غیاث) (آنندراج). رکوب. (از تاج المصادر بیهقی). رکب :
کلمات همقافیه با «برنشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر