معنی برندک
6 بازدید
[ بَ رَ دَ ] (اِ) کوه کوچک و پشتهٔ خرد، و بعضی گویند که در میان دشت و صحرا واقع باشد. (از برهان) (از آنندراج). || خبث الحدید. || قفل و زرفین و دربند. || قسمی از آمله و هلیله. (ناظم الاطباء).[ بَ رَ دَ ] (اِ) کوه کوچک و پشتهٔ خرد، و بعضی گویند که در میان دشت و صحرا واقع باشد. (از برهان) (از آنندراج). || خبث الحدید. || قفل و زرفین و دربند. || قسمی از آمله و هلیله. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «برندک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دک» برای سرودن شعر