معنی برند
12 بازدید
[ بَ رَ ] (اِ) حریر ساده. (از برهان). پرند. و رجوع به پرند شود.[ بَ رَ / بِ رَ ] (معرب، اِ) فروغ شمشیر و جوهر آن، معرب پرنگ . (از منتهی الارب). جوهر و آب شمشیر، و آن لغتی است در «فرند» و گویند معرب است. (از المعرب جوالیقی). || سیف برند؛ شمشیر که بر آن نشان قدیم باشد، و تیغ جوهردار. (منتهی الارب).[ بُ رَ ] (نف) مخفف برنده. قطع کننده. (از آنندراج). بران : ره تنگ عشق است پست و بلند ولی چون دم اره باشد برند. طاهر وحید (از آنندراج). || مجازاً به معنی گوارا و هاضم. (از آنندراج).[ بُ رَ / بَ رَ ] (اِ) تیغ و شمشیر تیز و آبدار و جوهردار. (برهان). پرند. و رجوع به پرند شود.
کلمات همقافیه با «برند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر