معنی برناسی
9 بازدید
[ بَ ] (حامص) غافلی و نادانی. (از برهان) (فرهنگ فارسی معین). پرناسی. فرناسی. و رجوع به برناس و پرناسی شود.
کلمات همقافیه با «برناسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر