معنی برمکیان
9 بازدید
[ بَ مَ ] (اِخ) جِ برمکی. آل برمک. برامکه. خاندان ایرانی که اجداد آنان عنوان برمک داشتند. رجوع به آل برمک شود: جام کیان بدست شه زمزم مکیان شده برمکیان ز کوه چین گنج عطای شاه را. خاقانی.
کلمات همقافیه با «برمکیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر