معنی برموزه
7 بازدید
[ بَ زَ ] (اِخ) نام پسر ساوه شاه که خویش کاموس کشانی باشد (برهان) ولی اصح آن برموده است. (از آنندراج). رجوع به برموده شود.
کلمات همقافیه با «برموزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر