معنی برمتها
5 بازدید
[ بِ رُمْ مَ تِ ] (ع ق مرکب) (از: ب، حرف جر +رمة +ها، ضمیر مؤنث) همگی. تماماً. جملگی : رسولان بغداد بعد از وصول پیغام پادشاه جهانگیر پیش وزیر تقریر کردند و او برمتها بر رای خلیفه عرضه داشت. (جامع التواریخ رشیدی).
کلمات همقافیه با «برمتها»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ها» برای سرودن شعر