معنی برمایون
5 بازدید
[ بِ ] (اِخ) نام ماده گاوی که فریدون را شیر میداد. (برهان). نام گاو فریدون فرخ است که به شیر آن پرورش یافت و بر آن سوار می گشت. (آنندراج). پرمایون. برمایه. و رجوع به برمایه و پرمایون شود: ماده گاوان گله ات هر یک شاه پرور بود چو برمایون.فرالاوی. مهرگان آمد جشن ملک افریدونا آن کجا گاو نکو بودش برمایونا.دقیقی.[ بَ ] (اِخ) نام برادر فریدون: از آسپیان پور تورا فریدون بوجود آمد، کسی که از جم انتقام کشید. از او [ یعنی از پور تورا ] دو پسر دیگر که برمایون و کتایون باشند نیز بوجود آمدند. (یشتها ج ۱ ص ۱۹۴).
کلمات همقافیه با «برمایون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر