معنی برمایه
7 بازدید
[ بِ / بَ یَ ] (اِخ) برمایون. پرمایون. نام گاوی که فریدون را شیر داد. (از برهان): همان گاو کش نام برمایه بود ز گاوان ورا برترین پایه بود.فردوسی. یکی گاو برمایه خواهد بدن جهانجوی را دایه خواهد بدن.فردوسی. کجا نام آن گاو برمایه بود تو گفتی که بر تنْش پیرایه بود.فردوسی. رجوع به برمایون و پرمایون شود.[ بَ یَ / یِ ] (ص مرکب) مقابل فرومایه. (یادداشت دهخدا). رجوع به فرومایه شود.
کلمات همقافیه با «برمایه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر