معنی برماسش
6 بازدید
[ بَ سِ ] (اِمص) برماس و لمس و احساس. (ناظم الاطباء). رجوع به برماس شود.
کلمات همقافیه با «برماسش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سش» برای سرودن شعر