معنی برفژولیدن
4 بازدید
[ بَ فِ دَ ] (مص مرکب) برانگیختن بر جنگ. تحضیض. (المصادر زوزنی). و رجوع به افژولیدن و برافژولیدن شود.
کلمات همقافیه با «برفژولیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر