معنی برشکال
6 بازدید
[ بَ رْ / بَ رَ ] (هندی، اِ) برسات و در بهار عجم نوشته که لفظ هندی است و نزد فقیر مؤلف کتاب مفرس برسکال است که بسین مهمله باشد چه در هندی برس بمعنی بارش و کال بمعنی وقت. (غیاث اللغات) (آنندراج). و رجوع به برسات شود: فروز میکده باقر اگر حریف میی رسید خم به ته و برشکال میگذرد. باقر کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «برشکال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر