معنی برشکافتن
6 بازدید
[ بَ شِ تَ ] (مص مرکب) شکافتن : از دمش برشکافت تا بدمش بچهٔ گور یافت در شکمش.نظامی. و رجوع به شکافتن شود.
کلمات همقافیه با «برشکافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر