معنی برستاد
8 بازدید
[ بَ رَ ] (اِ) واجب. تکلیف. وظیفه. (یادداشت مؤلف). رجوع به ورستاد شود.
کلمات همقافیه با «برستاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر