معنی برساختگی
5 بازدید
[ بَ تَ / تِ ] (حامص مرکب) آمادگی. آرایش. خودآرایی : هرچه پرسیش ز رعنایی و برساختگی عربی وار جوابم دهد آن ماه عرب.سنایی. || جعل. ساختگی. رجوع به برساخته و نیز رجوع به برساختن و ساختن شود.
کلمات همقافیه با «برساختگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر