معنی برزیگری
6 بازدید
[ بَ گَ ] (حامص مرکب) برزگری. زراعت. کشاورزی : ... و زنانشان نیز برزیگری کنند. (حدود العالم). هیس؛ جمیع اسباب برزیگری از جفت گاو و جز آن. (منتهی الارب). رجوع به برزگر شود.
کلمات همقافیه با «برزیگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر