معنی برزیگر
5 بازدید
[ بَ گَ ] (ص، اِ مرکب) ورزکار. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی). دهقان. فلاح. کشاورز. برزگر. زارع. زراعت کننده. (برهان) (آنندراج):
کلمات همقافیه با «برزیگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر