معنی برزکان
7 بازدید
[ ] (اِخ) قریه ای است کمتر از دو فرسنگی شمال غربی زنجیران به فارس. (فارسنامهٔ ناصری).[ ] (اِخ) از رستاق ساوه و جزستان است. (تاریخ قم ص ۱۱۶).[ بَ زَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شهاباد بخش حومهٔ شهرستان بیرجند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «برزکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر