معنی برزوغ
6 بازدید
[ بُ ] (ع اِ) برزغ. برزاغ. جوان تمام با گوشت. (منتهی الارب). جوان ستبراندام. و رجوع به برزاغ شود.
کلمات همقافیه با «برزوغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وغ» برای سرودن شعر