معنی برزنگ
7 بازدید
[ بَ زَ ] (اِخ) (معرب آن برزنج است) شهری است از نواحی اران و میان آن و برذعه هیجده فرسنگ باشد در راه باب الابواب و بر او معبر نهر کبراست به شروان. (مراصد الاطلاع).
کلمات همقافیه با «برزنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر