معنی بردعه
6 بازدید
[ بَ دَ عَ ] (اِخ) برذعه. بردع. از بلاد اران است. (شرفنامه). شهری است در اقصای آذربایجان معرب برده دان زیرا که پادشاهی اسیران را آنجا گذاشته بود و گاهی بذال منقوطه (برذعه) نیز خوانند. (آنندراج) (قاموس) (ناظم الاطباء). رجوع به بردع شود.
کلمات همقافیه با «بردعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر