معنی بردر
5 بازدید
[ بَ دَ ] (اِ) مخفف برادر است. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج). برادر و سرور. (ناظم الاطباء). رجوع به برادر شود.[ بَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اوغاز بخش باجگیران شهرستان قوچان ۶ هزارگزی باختر باجگیران و ۴ هزارگزی جنوب مرز ایران و شوروی. کوهستانی و سردسیری است با ۸۸۰ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «بردر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر