معنی بردج
6 بازدید
[ بَ دَ ] (اِخ) قصبه ای از دهستان دواج و داریان بخش مرکزی شهرستان شیراز. سکنهٔ آن ۳۷۹۱ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ بَ دَ ] (معرب، اِ) معرب برده. اسیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (المعرب) (آنندراج). بندی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بردج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دج» برای سرودن شعر