معنی بردبل
5 بازدید
[ بَ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان والانجرد بخش مرکزی شهرستان بروجرد، جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۳۴۵ تن است. و آب آن از قنات و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ بَ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان آب سرده بخش چغلوندی شهرستان خرم آباد. کوهستانی و سردسیری و مالاریائی است. سکنهٔ آن ۱۲۰ تن می باشد. آب آن از چشمه علی بیک و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان سیاه چادربافی و فرش بافی است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفه بیرانوند بوده در ساختمان و سیاه چادر سکونت دارند و برای تعلیف احشام ییلاق و قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ بَ دَ بَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چرداول بخش شیروان چرداول شهرستان ایلام. سکنهٔ آن ۱۲۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «بردبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر