معنی برخیر
6 بازدید
[ بَ ] (ق مرکب) (از: بر +خیر) بخیره. به بیهودگی و برعبث : خاقانی از انده رشیدت تا کی بود اشک و نوحه برخیر.خاقانی. اژدها سر بدم رساند و باز سر دم اژدها خورد برخیر.خاقانی. رجوع به خیر و خیره و برخیره شود.
کلمات همقافیه با «برخیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر