معنی براهام
4 بازدید
[ بَ ] (اِخ) ابراهام. شکل عبری ابراهیم. (فرهنگ لغات شاهنامه). لغتی است در ابراهیم. (شرفنامهٔ منیری). رجوع به ابراهیم شود.[ بَ ] (اِخ) نام جهودی در کمال بخل و خست در زمانهٔ بهرام گور. (از غیاث اللغات) (از آنندراج). بهرام گور، مال او را گرفت و به لنبک سقا داد. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج) (شرفنامهٔ منیری): پس از لشکر خویش بهرام تفت سبک سوی خان براهام رفت.فردوسی. بهرام ننگرد ببراهام چون نظربرخان و خوان لنبک سقا برافکند.خاقانی
کلمات همقافیه با «براهام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر