معنی برانیة
6 بازدید
[ ] (ع ص) از برانی بمعنی خارج. - مدینة البرانیة؛ مقابل مدینة الداخله. ظاهر البلد. || بیگانه. در الجزایر «برانی ها» اقوام عرب و قبایلی هستند که به شهرها آیند و برای صنایع خود تمرین های فوری و کوتاه مدت کنند. بیگانه. نفی بلد شده. || کسانی که خارج از قصر پذیرایی میشوند. || خارجی: امورالبرانیة؛ امور خارجی. || در تداول، صاحب منصبی که خارج از دربار جای دارد و به شخص پادشاه یا فرمانروا بستگی ندارد. || دورافتاده: ارض برانیة؛ سرزمینی که از قسمت مسکونی دور افتاده باشد. (از دزی ج ۱ ص ۶۲).[ بَ رْ را نی یَ ] (ص نسبی) منسوب به برانی. و رجوع به برانی شود.
کلمات همقافیه با «برانیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر