معنی برانس
5 بازدید
[ بَ نِ ] (ع اِ) جِ بُرْنُس. (منتهی الارب) (السامی). کلاه دراز که ترسایان می پوشیدند. (آنندراج). رجوع به برنس شود.[ بِ نِ ] (اِخ) (جبال...) جبال برتات. جبال بیرانه. کوههای پیرنه . (یادداشت مؤلف). رجوع به پیرنه شود.
کلمات همقافیه با «برانس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نس» برای سرودن شعر