معنی براندر
4 بازدید
[ بَ اَ دَ ] (اِ مرکب) صورتی از برادراندر. نابرادری. پسر شوهر مادر بود. (لغت نامهٔ اسدی). رجوع به براداندر و برادراندر شود.
کلمات همقافیه با «براندر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر