معنی برانداز

معنی برانداز

5 بازدید
[ بَ اَ ] (اِمص مرکب) ورانداز. || (نف مرخم) مخفف براندازنده به معنی نابودکننده. از بین برنده. منهدم کننده. ناچیزکننده. رجوع به برانداختن در همین معنی شود. - خانه برانداز؛ چیزی یا کسی که خانه و خانمان شخص را بر باد دهد. رجوع به خانه برانداز و خانه براندازی در حرف «خ» شود. - دنیا برانداز؛ حقیر شمارندهٔ دنیا، کم توجه به مال دنیا: مجرد رو خانه پرداز باش جوانمرد دنیابرانداز باش.(بوستان). رجوع به همین ترکیب در ذیل دنیا شود. - برانداز کردن؛ ورانداز کردن. بدقت زیر و بالای چیزی یا کسی را نگریستن و سنجیدن. || کنایه از خرج که مقابل دخل است. هزینه. خرج و مخارج. (ناظم الاطباء). - برانداز کردن؛ تخمین مخارج نمودن. (ناظم الاطباء): براندازه ای کن برانداز خویش که باشد میانه نه اندک نه بیش.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «برانداز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «از» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید