معنی برافلاختن
[ بَ اَ تَ ] (مص مرکب) برافراختن. بازکردن : و نشر پراکندن باشد و آشکارا کردن خبر و برافلاختن جامه و نامه و زنده کردن مرده را. (تفسیر ابوالفتوح رازی ج ۲ ص ۴۰۵).
کلمات همقافیه با «برافلاختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر