معنی برافروختگی
[ بَ اَ تَ / تِ ] (حامص مرکب) حاصل مصدر از برافروختن. حالت و چگونگی برافروخته. روشنایی و درخشیدگی. (ناظم الاطباء). رجوع به برافروختن و برافروخته شود.
کلمات همقافیه با «برافروختگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر