معنی برادری
6 بازدید
[ بَ دَ ] (حامص) برادر بودن. اخوت. اخاء. اخاوت. (یادداشت بخط مؤلف). مؤاخات و نسبت اخوت و خویشی. (منتهی الارب): آئین برادری و شرط یاری آن نیست که عیب من هنر پنداری.سعدی. || مساوات. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «برادری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر