معنی برادرنده
6 بازدید
[ بَ دَ رَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) بَرادَرَنْگَر. برادراندر. (ناظم الاطباء). و رجوع به برادراندر شود.
کلمات همقافیه با «برادرنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر