معنی بد و رد
6 بازدید
[ بَ دُ رَ ] (ص مرکب، از اتباع)بدوبیراه. (از فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده): فلان بچه های بد و ردی دارد. با آدمهای بد و رد نشستن بد است. معاشرهای بد و رد. (از یادداشتهای مؤلف). بد و رد گفتن؛ بد و بیراه گفتن.
کلمات همقافیه با «بد و رد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر